استمرار به دعای توسل دردهای بسیاری را دوا می کند.

 

آیت الله گرامی: استمرار به دعای توسل دردهای بسیاری را دوا می کند.

 


آیت الله گرامی

حوزه/ استاد با تاکید بر استمرار قرائت دعای توسل بیان کرد: این دعا مخصوص شیعیان است که در آن شعیان به همه معصومین متوسل می شوند تا دردهای آن ها را دوا کنند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» آیت‎الله گرامی پیش از ظهر امروز در دیدار با مدیران جهاد دانشگاهی واحد استان قم با ذکر این مطلب که تلاش جهاد دانشگاهی قم در زمینه درمان ناباروری بسیار ارزشمند است، گفت: باید توجه داشته باشید که در کنار فعالیت‎های فنی، باید به مساله توسلات نیز توجه کامل داشته باشیم.

وی افزود: مداومت بر دعای توسل در درمان بسیاری از بیماری‎ها و نارسایی‏ ها از جمله نازایی بسیار موثر و امتحان شده و مجرب است؛ این دعا مخصوص شیعیان است که در آن شعیان به همه معصومین(ع) متوسل می شوند تا دردهای آنها را دوا کنند.

استاد حوزه با ذکر این مطلب که با فعالیت آماری که در این دفتر انجام شده که بسیاری از افرادی که در یک بازه زمانی استمرار خاصی بر قرائت دعای توسل داشتند، نتایج بسیار اثر بخشی گرفته ‏اند، تصریح کرد: در همین راستا 56 نفر در آمارگیری که در دفتر ما انجام شده، با استمرار در قرائت دعای توسل صاحب فرزند شده‎اند و  22 نفر نیز در شرایط کما بودند، بر اثر مداومت بر این دعا شفا گرفتند.

آیت الله گرامی بیان کرد: یکی از مشکلات آموزشی این است که برخی افراد که در رشته‎های تحصیلی خاص و دارای رتبه، توان علمی نداشتند، وارد شدند و به مراکز خاصی راه پیدا کردند که نتوانستند کارایی داشته باشند؛ باید بر حسب میزان هوش و ذکاوت و مهارت افراد، تحصیلات آنها را مدیریت کرد.

وی گفت: از نظر فرهنگی باید کاری کنیم که فرهنگ معنوی در جامعه تسری و نفوذ بیشتری داشته باشد؛ در عرصه دانشگاه نیز باید سعی شود جوانان خود را به سمت فرهنگ ارزشی خود سوق دهیم.

آیت‎الله گرامی اظهارکرد: نباید کاری کرد که جوانان ما این قدر گرایش به غرب داشته باشند؛ برخی دیگر نیز به اشتباه همیشه در تحلیل‎های خود مقایسه زمان و مدیریت فعلی با زمان امام علی(ع) را در نظر می‎گیرند و حکم صادر می‎کنند، درحالی که ماهیت این دو شرایط با هم متفاوت است، پس نتیجه نیز متفاوت است.

وی گفت: دانشگاه ‏ها نیاز به تامین فرهنگ معنوی دارند، اگر خوب تحقیق کنیم می‎بینیم که برخی از دانشجویان اهل نماز نیستند؛ چنانچه برخی از جوانان غیر دانشجو نیز اهل نماز نیستند.

این استاد حوزه تصریح کرد: اگر کسی ایمان قوی داشته باشد، ده برابر افراد دیگر کار می‎کند و به همین خاطر است که ایمان در هر کاری از جمله درس و تحصیل و فعالیت‎های دیگر نقش کلیدی دارد.

آیت‎الله گرامی اظهارکرد: ارتباط دوستانه اساتید با جوانان بسیار مهم است؛ شاگردان باید از مصاحبت با استاد لذت ببرد؛ امام صادق(ع) در سفارش به ابوبصیر که به سفر تبلیغی بصره رفته بود فرمودند، نوجوانان را دریاب که آن ها به هر خیری نزدیک تر هستند.

 

تفسیر سوره قدر از حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی

 

تفسیر سوره قدر از حجت الاسلام والمسلین قرائتی

 


شب قدر یکی از این سه شب است، شب بیست و یکم و شب بیست و سوم‌اش پر رنگ‌تر از شب نوزدهم است. و در این دو شب شب بیست و سوم مهمتر از شب بیست و یکم است.

 

ویژه نامه ضیافت مشرق - سوره‌ی قدر را همه تقریباً بلد هستیم. چه اشکالی دارد ماه رمضان که یک آیه خواندن ثواب یک ختم قرآن را دارد. همه‌ی مردم ایران که پای تلویزیون نشستند با هم این سوره را بخوانیم و ثواب این سوره را هدیه کنیم به امیرالمؤمنین.

 

«بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ‏، إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ، وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ، لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ، تَنزََّلُ الْمَلَئکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِِّم مِّن کلُ‏ِّ أَمْرٍ، سَلَامٌ هِىَ حَتىَ‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر/۱-۵)

قبل از آنکه بحثم را شروع کنم یک سلامی هم به امیرالمؤمنین بدهیم. «السلام علیک یا ابالحسن یا امیرالمؤمنین و رحمه الله و برکاته»

بسم الله الرحمن الرحیم، به نام خدا. این «ب» به نام چیست؟ به نام او! یک چیزی معروف است می‌گویند: همه قرآن در حمد است، همه‌ی حمد در بسم الله است. این «ب» یعنی چه؟ «بسم الله» به نام او. کسی که می‌گوید: به نام خدا، این باید خیلی از کارها را طی کرده باشد که بگوید: به نام خدا. اینکه می‌گویند: «ب» بسم الله چقدر معنا دارد، چه کسی می‌تواند بگوید به نام او؟


۱- گفتن بسم الله، نشانه ایمان و معرفت به خدا

۱- معرفت داشته باشد. چون اگر خدا را نشناسد، نمی‌تواند بگوید: به نام او. غیر از معرفت ایمان هم داشته باشد. یعنی هم بشناسد و هم ایمان داشته باشد. ایمان نداشته باشد نمی‌تواند بگوید: به نام او! دوستش هم داشته باشد. چون اگر کسی، کسی را دوست نداشته باشد، نمی‌گوید: به نام او.

به او توکل کند، به نام او یعنی به او پناه ببرد. پناهندگی! از او استمداد بخواهد. ببینید همه‌ی اینها در به نام است. کسی می‌گوید: به نام او، که خدا را بشناسد، ایمان داشته باشد. دوستش داشته باشد. به او توکل کند. به او پناه ببرد. از او استمداد کند. و تمام قرآن هم در این است. آیات قرآن برای این است که ۱- ما معرفت داشته باشیم. به او نزدیک باشیم. خدا را دوست داشته باشیم. حرف‌هایش را اطاعت کنیم. کل قرآن اگر بگوییم: در «ب» بسم الله است، حرف بی‌ربطی نزدیم. به نام او! سرچشمه‌ی رحمت است.

خود رمضان رحمت است. آخر من بخوابم، ثواب عبادت داشته باشم. چه خدایی ما داریم؟ می‌گوید: ماه رمضان خوابت هم ثواب عبادت را دارد. عبادت‌های دیگر وقتی حواس ما جمع است قبول است. مثلاً در نماز آن قسمتی که حواست جمع است قبول است، قسمتی که حواست پرت است قبول نیست. در ماه رمضان حواست هم پرت باشد، نمازت قبول است. نفس کشیدن ثواب سبحان الله داشته باشد؟ یک آیه قرآن خواندن ثواب… خود رمضان، عفو خدا. یک کار خیر کنی، ده برابر می‌دهیم. اینها همه رحمت است. زمین رحمت خداست. یک دانه می‌گیرد و یک خوشه می‌دهد. اصلاً فرشته‌های معصوم زمین می‌آیند، فرشته‌ها هم مهمان زمینی‌ها می‌شوند. وجود امام، وجود رهبر معصوم، قرآن رحمت است. به نام خداوندی که سرچشمه‌ی همه رقم رحمت‌ها است.

«بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ‏، إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ» چهار تا از سوره‌های قرآن «اِنّا» دارد. «إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً» (فتح/۱)، «إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» (کوثر/۱)، «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ»، «إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحا» (نوح/۱). این چهار تا یک رابطه‌ای دارد. پیروزی، فاطمه، قرآن، نبوت. چون «إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحا» نوح اولین پیغمبر اولوالعزم است. حضرت ابراهیم و موسی و عیسی همه نسل نوح هستند. تمام انبیاء نسل نوح هستند. البته نسل آدم هستند، منتهی آدم پیغمبر اولوالعزم است. یعنی خدا چهار جا گفته: ما. پیغمبر اولوالعزم، فاطمه زهرا، قرآن، پیروزی. «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ»!


۲- نزول قرآن در شب قدر

قرآن دو بار نازل شده است. یکبار همه‌ی قرآن بر قلب پیغمبر نازل شد، شب قدر. یکبار هم از «اقراء» قطعه قطعه نازل شد. در مدت بیست و سه سال، از چهل سالگی که پیغمبر به پیغمبری رسید تا ۶۳ سالگی. به هر مناسبتی یک آیه، دو آیه کمتر و بیشتر نازل می‌شد.مثل شما که از سفر می‌آیی یک چمدان لباس می‌آوری. یکبار چمدان را یکجا به خانم می‌دهی، می‌گویی: این چمدان سوغاتی است. یکبار هم می‌نشینید می‌گویید: این بولیز برای فلان، این بولیز برای فلان، این چه برای فلان! می‌نشینید تقسیم می‌کنید. یعنی یکجا دربست یک بقچه را به خانم می‌دهید، یکبار هم می‌نشینید، دانه دانه بازش می‌کنید. یک مرتبه مجموعه‌ی قرآن بر قلب پیغمبر نازل شد، یکبار هم آیه آیه به مناسبت‌. «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ».

چرا قرآن شب قدر نازل شد؟ دو تا آیه را به هم بچسبانیم یک چیزی از درونش درمی‌آید. مثل دو تا شاخه که به هم پیوند می‌زنی یک میوه درمی‌آید. یکجا می‌گوید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ»، ما قرآن را شب قدر نازل کردیم. جای دیگر قرآن می گوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن‏» (بقره/۱۸۵) یکجا می‌گوید: قرآن شب قدر نازل شد، یکجا می‌گوید: قرآن ماه رمضان نازل شد. یعنی چه؟ یعنی شب قدر در ماه رمضان است. گرفتید؟ یکجای قرآن می‌گوید: قرآن ماه رمضان نازل شد. «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن‏» آیه‌ی قرآن است. قرآن ماه رمضان نازل شد. جای دیگر می‌گوید: قرآن شب قدر نازل شد. از این معلوم می‌شود شب قدر در ماه رمضان است.

قدر یعنی چه؟ قدر یعنی منزلت، می‌گویند: قدرش را بدان. یعنی منزلتش را بدان. یا قدر یعنی اندازه‌گیری. شب قدر یعنی شب… معنای اول را چه گفتم؟ مقام، منزلت. شب قدر است یعنی شب با ارزشی است، یا شب اندازه‌گیری است، به هردو معنا درست است. حالا یک نکته بگویم، چرا قرآن شب قدر نازل شد؟ می‌خواهد بگوید: شبی که مقدرات شما اندازه‌گیری می‌شود. از حالا تا سال دیگر مثل روزی که رئیس جمهور بودجه‌ی سال به مجلس می‌دهد که کدام وزارتخانه چقدر. کدام وزارتخانه چقدر؟ یعنی خرجی یک سال را در یک روز تقدیم رئیس مجلس می‌شود. آن روز، روز قدر مجلس است. یعنی هر وزارتخانه خرجی یک سالش را باید در آن برنامه دیده باشد.


۳- قدر و منزلت انسان، به مقدار منزلت قرآن در جامعه

اینکه قرآن شب قدر نازل شد، یعنی شما وقتی منزلت پیدا می‌کنید که قرآنی شوید. تا مادامی که قرآنی شدید قدر دارید. بی قرآن شدید پوک هستید. اِ…! بله. جای دیگر قرآن هم می‌گوید. می‌گوید:پوک هستید. مگر اینکه قرآن را به پا دارید. ای اهل کتاب «لَسْتُمْ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ» (مائده/۶۸) آیه‌ی قرآن است، یعنی پوک پوک هستید. «حَتَّى تُقیمُوا» مگر اینکه کتاب آسمانی را اقامه کنید. «حَتَّى تُقیمُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِل‏» تورات و انجیل را که می‌شناسید، «ما أُنْزِل‏» هم که قرآن است. یعنی اگر قرآن به پا داشته شد، هستید، وگرنه پوک هستید. شب قدر، یعنی شب منزلت. چقدر شما قدر و منزلت داری؟ اگر قرآن اقامه شد، قدر و منزلت شما بالا است. قرآن اقامه شد، یعنی چه قرآن اقامه شود؟ یعنی باید فکرتان قرآنی باشد. انتخاب همسر، انتخاب شغل، چه بگویم، قرآنی. کجا بروم؟ قرآنی. با چه کسی رفیق شوم؟ قرآنی. با چه کسی قهر کنم؟ قرآنی. با چه کسی بجنگم؟ قرآنی. با چه کسی صلح کنم؟ قرآنی. چطور عبادت کنم؟ قرآنی. اگر همه‌ی کارهایتان براساس قرآن شد، منزلت پیدا می‌کنید. اینکه قرآن شب قدر نازل شد، شاید پیام داشته باشد. پیامش این باشد که قدر شما و اندازه‌گیری شما براساس این است که شما چقدر با قرآن هستید. «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ».

این «لیله» یعنی چه؟ راجع به شب خیلی آیه داریم. مسأله‌ی شب در قرآن خیلی مهم است. اول «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ»


۴- تقدیر و اندازه‌گیری در نظام هستی

هرچیزی قدر و حساب دارد. قرآن می‌گوید: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر/۲۱) هرچه که شما می‌بینی، خزینه‌اش نزد ما است. این قدرتش به شما نشان داده می‌شود. مثل کسی که یک نمونه برنج را می‌برد، می‌گوید: این هست، مثلاً ما هزار تن از این برنج داریم. «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ» هیچی چیزی نیست مگر اینکه معدن و خزینه‌اش نزد ما است. «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» آب پشت سد است، منتهی آن مقداری که مصلحت هست، لوله باز می‌کنند که آب سد این طرف بیاید. «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَر» (مؤمنون/۱۸) آبی که از آسمان می‌آید اندازه‌گیری شده است. «کُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» (رعد/۸) کل هستی حساب و کتاب دارد. «الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ» (الرحمن/۵) خورشید و ماه حساب و کتاب دارد.

شب قدر شبی است که «فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ» (دخان/۴) عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. شب قدر همه چیزها اندازه گیری می‌شود. این برای شب قدر.

شب بیست و سوم مهمتر از شب بیست و یکم است. امام صادق بیمار شد، نتوانست شب قدر برود، گفت: امشب، شب بیست و سوم است، و دست مرا بگیرید، با بیماری خودم را به مسجد بکشانم. حضرت زهرا نمی‌گذاشت بچه‌هایش شب بیست و سوم بخوابند. حتی اگر خواب هم بودند آب روی صورتشان می‌ریخت و می‌گفت: امشب، شب بیست و سوم است. یعنی شب بیست و یکم از شب نوزدهم مهمتر است، شب بیست و سوم از شب بیست و یکم مهمتر است.


۵- جایگاه شب در عبادت خدا

و اما «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ». این «لیله» یعنی چه؟ راجع به شب، قرآن می‌گوید: «اربعین لیله». موسی، سی شب مناجات کرد تا تورات را گرفت. «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» (ذاریات/۱۸) نماز شب مهم است. استغفار در سحر مهم است. معراج در شب قرار گرفت. «لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» (اسراء/۱)، «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّد» (اسراء/۷۹) نماز شب بر پیغمبر واجب بود. «یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْل‏» (آل‌عمران/۱۱۳)، «سَبِّحْهُ لَیْلاً طَویلاً» (انسان/۲۶) شب خیلی مهم است.

خدا به همه‌ی زمان‌ها قسم خورده است. «وَ الْفَجْرِ» (فجر/۱) در قرآن داریم. یعنی قسم به طلوع فجر! بعد از فجر، «وَ الصُّبْح‏» (تکویر/۱۸) بعد از طلوع فجر صبح است. یعنی قسم به صبح، بعد از صبح چاشت است. «وَ الضُّحى‏» (ضحی/۱) ضحی یعنی چاشت. بعد از چاشت روز می‌شود. «وَ النَّهار» (شمس/۳) در قرآن داریم. بعد از ظهر، عصر می‌شود. «وَ الْعَصْرِ» (عصر/۱) در قرآن داریم. قسم به عصر، بعد از عصر شب است. «وَ اللَّیْل‏» هم در قرآن داریم. منتهی به سحر سه بار قسم خورده است. به همه قطعات زمان یکبار قسم خورده است، به سحر سه بار قسم خورده است. «وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ» (فجر/۴)، «وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ» (مدثر/۳۳)، «وَ اللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ» (تکویر/۱۷) «عَسْعَسَ»، «یَسْرِ» و «أَدْبَرَ» یعنی قسم به شب وقتی دارد تمام می‌شود. یعنی قسم به سحر! قدر سحر هم داشته باشیم. لازم نیست پای رادیو و تلویزیون هم بنشینیم، سحری‌ات را خوردی، برو پشت بام، در ایوان، در کوچه، در مسجد، خودت با خدا صحبت کن. خیلی رادیو و تلویزیون، همه‌ی وقتتان را صرف آن نکنید. همه وقت را صرف نکنید.

چرا شب قدر مخفی است؟ از اول چرا نگفتند شب قدر یا شب بیست و یکم است، یا شب بیست و سوم است. این هم لطف خداست، آدم نباید، چون اگر بدانند فلان شب، شب قدر است، هرکس آن شب را درک کرد، ممکن است مغرور شود. غرور او را بگیرد. من دیشب، شب قدر را درک کردم. هرکس هم خوابش برده، نتوانسته، می‌گوید: خاک بر سرم، من بدبخت شدم. باید یکطوری باشد که قرآن می‌گوید: همه‌ی کارهای خیر را که بکنی، آخرش هم می‌گوید: «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (بقره/۱۸۹) شاید، چون اگر بگوید: قطعاً ممکن است غرور ما را بگیرد. این شب قدر مخفی بودنش هم لطف است.

«انا انزلناه…» پای تلویزیونی‌ها با هم بخوانیم. «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْرِ». ما قرآن را شب قدر نازل کردیم. برای کار مقدس زمان مقدسی انتخاب می‌کنند. حالا این شب قدر چیست؟ «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ» پیغمبر تو هم نمی‌دانی! تو هم نمی‌دانی، بعد توضیح می‌دهد. می‌گوید: «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ». ماشین حساب پیش شما هست. در این موبایل‌ها هم می‌توانید حساب کنید. هزار ماه تقسیم بر دوازده ماه، می‌شود هشتاد و چند سال. شب قدر ارزش یک عمر هشتاد و چند ساله را دارد.

خوب شب قدر چه می‌شود؟ «تَنزََّلُ الْمَلَئکَهُ وَ الرُّوحُ» همه‌ی فرشته‌ها می‌آیند. «تَنزََّلُ الْمَلَئکَهُ وَ الرُّوحُ» روح کیه؟ روح جبرئیل است؟ امام فرمود: نه. جبرئیل هم جز ملائکه‌ها است. روح موجودی است بالاتر از ملائکه. ملائکه همراه با روح، «تَنزََّلُ» می‌آید به زمین. کجا می‌روند؟


۶- امام زمان (علیه‌السلام)، میزبان فرشتگان در شب قدر

امام فرمود: با همین سوره‌ی «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ» می‌توانید شمامباحثه کنید برای تشیع خودتان. هرکس شیعه است با سوره‌ی «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ» می‌تواند امامت را ثابت کند. چون شیعه و سنی می‌گویند: شب قدر، برای یک سال نیست، هر سال یک شب قدر دارد. خوب پس هرسال ملائکه می‌آیند. بسم الله! زمان پیغمبر ملائکه بر پیغمبر نازل می‌شدند، بعد از پیغمبر باید یک کسی باشد کمالات پیغمبر را داشته باشد که ملائکه بر او نازل شوند. ملائکه بر من که نازل نمی‌شود. خودم هم نمی‌فهمم، به کدام یک از شما ملائکه نزدیک شده؟ اینکه می‌گوید: «تَنزََّلُ الْمَلَئکَهُ» فرشته‌ها شب قدر وارد زمین می‌شوند، کجا می‌روند؟ امام فرمود: بگویید، که همینطور که زمان رسول خدا فرشته‌ها خدمت پیغمبر می‌رسیدند باید یک کسی باشد مثل پیغمبر تمام کمالات پیغمبر را داشته باشد، که شب قدر فرشته‌ها بر او نازل شوند. پس باید الآن حضرت مهدی باشد. می گفت: با همین آیه می‌توانید استدلال کنید.

ما برای امام زمان این حرف‌ها را می‌توانیم بزنیم. شیعه و سنی این حدیث را گفتند، که پیغمبر فرمود: من از بین شما می‌روم، از میان شما می‌روم، دو چیز گرانبها برای شما می‌گذارم. «کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» بعد فرمود: هرگز جدا نمی‌شوند. «لَنْ یَفْتَرِقَا» هرگز جدا نمی‌شوند. یعنی چه؟ یعنی الآن که «کتاب الله» هست، پس باید الآن هم «عترتی» باشد، پس الآن باید امام زمان باشد. چون اگر الآن امام زمان نباشد، معلوم می‌شود پیغمبر نعوذ بالله، دروغ گفته است.

چون پیغمبر فرمود: قرآن و اهل بیت آنی از هم جدا نمی‌شوند. الآن قرآن هست. پس باید یکی از اهل بیت هم باشد. اگر قرآن باشد، امام زمان نباشد، پیغمبر نعوذ بالله دروغگو است. وقتی می‌گوید: قرآن و اهل بیت آنی از هم جدا نمی‌شوند، یعنی هرکجا پیغمبر هست… ببخشید هرکجا قرآن هست، باید اهل بیت هم باشند. «تَنزََّلُ الْمَلَئکَهُ» فرشته‌ها می‌آیند «وَ الرُّوحُ». واقعاً آدم غصه می‌خورد. اخیراً یک سمیناری تشکیل شد برای تغییر علوم انسانی، این حقیقتی هست.

افرادی که فکر الهی ندارند، مؤمن نیستند انسان را یک حیوان می‌دانند. منتهی حیوان پیشرفته، می‌‌گوید چطور حیوان وقتی مرد، سقط می‌شود؟ دیگر بعد از مرگ حیوان هیچی به هیچی! انسان هم همین است وقتی مرد، سقط می‌شود. ولی وقتی ما می‌خواهیم بگوییم: حقوق بشر، انسان را وجود مادی نمی‌دانیم. می‌گوییم: هم جسم است، هم روح. هم دنیاست و هم آخرت. ما انسان را با این نگاه می‌کنیم. بعد می‌گوییم: حقوق، این انسان چیست؟ یعنی با نگاه توحیدی کتاب حقوق ما، کتاب فلسفه‌ی ما فرق می‌کند. سیاست‌گزاری ما فرق می‌کند.

یک کلمه مقام معظم رهبری می‌فرماید: استفاده از بمب اتم حرام است. ما از انرژی هسته‌ای همه رقم استفاده‌ای می‌کنیم. ولی از نظر عقیده‌ی ما استفاده از بمب حرام است. تمام شد و رفت. چون قیامت را هم حساب می‌کند. حقوق بشر دنیا می‌گوید: انسان چیست؟ اصول دین چند تا است؟ سه تا است. خوراک، پوشاک، مسکن! اصول دین چند تا است؟ سه تا است. خانه، ماشین، تلفن. اصول دین چند تا است. ماشین و چه و چه… وقتی انسان فقط جسم شد. آن زن‌هایی که خودشان را بی‌حجاب می‌کنند، می‌گویند: دختر یعنی زیبایی. دختر یعنی جوان‌ها مرا ببینید لذت ببرید. او انسان را تن می‌داند. ما انسان را هم تن می‌دانیم، هم روح.

ما می‌گوییم: با این وضع حجاب که بیرون می‌آیی، دانشجو حواسش پرت می‌شود. جوان باشد، راننده باشد، مرد باشد، زن باشد، این زلزله‌ی روحی بر مردم، شوک وارد می‌کنیم. برای روح مردم، مردی که این رقم قیافه‌ها را در خیابان دید، به خانه که برمی‌گردد دیگر با خانم خوش اخلاقی… بگویید… نمی‌کند. شما زلزله وارد می‌کنی. نظام خانواده را متزلزل می‌کنی با این آرایشت در خیابان. ما انسان را تن نمی‌دانم. هم تن، هم روح! هم فرد، هم جامعه، هم این جهانیم، هم آن جهانیم. با این مبنا باید کتاب نوشت. و کتاب‌های دانشگاهی که ترجمه‌ی غربی‌هاست، این مسائل در آن نیست.


۷- استغفار فرشتگان برای اهل ایمان

«تَنزََّلُ الْمَلَئکَهُ» ما در جهان می‌دانیم که فرشته‌ها به زمین نازل می‌شوند، ما هم بر فرشته‌ها. در قرآن بارها گفته: «یؤمنون بالله و ملائکته» ما هم باید ایمان بیاوریم. یعنی ما به فرشته‌های آسمان ایمان داریم، فرشته‌ها هم بر ما نازل می‌شوند. یعنی بده و بستان بین زمین و آسمان است. در کتاب‌های دانشگاهی بده و بستان بین زمین و آسمان نیست. همین زندگی ما راحت بگذرد، بیمه، بهداشت، انرژی هسته‌ای، فرودگاه، مترو، پتروشیمی، اصلاً بده و بستانی در آن نیست. ولی امام زین العابدین در صحیفه سجادیه، به نوزده گروه فرشته سلام می‌کند.توجه! قرآن می‌گوید: «یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْض‏» (شوری/۵) «یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا» (غافر/۷) فرشته‌ها در حق شما دعا می‌کنند. بده و بستان بین زمین و آسمان. بده و بستان بین عقل و روح، بین این جهان و آن جهان، با این نگاه کتاب چیز دیگری نوشته می‌شود. «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فیها».

ملائکه دسته بندی دارند.  در قرآن اسم ملائکه آمده. نازعات، صافات، زاجرات، ناشرات، فارغات، مدبرات، «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ» (انفطار/۱۰)، «فَنادَتْهُ الْمَلائِکَه» (آل‌عمران/۳۹)، «وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَم» (آل‌عمران/۴۲)، «یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْت‏» (سجده/۱۱)، ‏«أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُنْزَلینَ» (آل‌عمران/۱۲۴) ملائکه، «وَ الْمَلائِکَهُ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ» (نحل/۴۹)، «یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهار» (انبیاء/۲۰) در قرآن پر است از آیاتی که فرشته‌ها هم عددشان زیاد است، هم دائماً در حال عبادت هستند، هم کارگزار هستند، «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً» (نازعات/۵) هستند، فرشته‌های مسؤول باران، فرشته‌های مسؤول قهر خدا، مسؤول مهر خدا، «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ عند امام زمان»، «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» کاری به اذن خدا نمی‌شود. «سَلَامٌ هِىَ حَتىَ‏ مَطْلَعِ الْفَجْر». خوب…

شب قدر خودمان هم یک اندازه‌گیری برای خودمان بکنیم. یک صفحه‌ی کاغذ را برداریم بنویسیم. بسم الله الرحمن الرحیم، در عمرت چند رکعت نماز با توجه خواندی؟ از پارسال تا حالا خانه‌ی چند یتیم رفتی؟ چقدر وقتت را روی کتاب خدا گذاشتی؟ حتی ما طلبه‌ها، بنویسیم چقدر فقه خواندیم، چقدر اصول خواندیم، چقدر نهج‌البلاغه خواندیم، چقدر تفسیر خواندیم. سهم حج چقدر است؟ سهم زکات چقدر است؟ سهم روزه چقدر است؟ سهم همسر چقدر است؟ سهم شوهر چقدر است؟ سهم بچه‌ها چقدر است؟ خودمان هم غافل نشویم. چشم آهن می‌شود می‌گوید: اِ… به زن و بچه‌‌ام نرسیدم. به گذشتگان نرسیدم. یاد نسل آینده نبودم. گاهی وقت‌ها یک چیزی را حساب می‌کنیم، یک چیزی را غافل هستیم. شب قدر باید خودمان را هم اندازه‌‌گیری کنیم.


۸- شب قدر، شب عفو و بخشش دیگران

چند تا کار می‌گویم بکنید. از من نیست از قرآن است. یکی اینکه هرکس به شما ظلم کرده ببخشید. چون قرآن می‌گوید: اگر می‌خواهید تو را ببخشند، تو هم مردم را ببخش. فحشی، غیبتی، هرکس به تو ظلم کرده او را ببخشید. یکی از کارهای شب قدر است. این یک مورد.

دوم اینکه دعا که می‌کنید، میلیاردی دعا کنید. امام می‌گوید: «اللهم اغن کل فقیر». کل، کل.. نگو: من، ما! در نماز من نیست، ما است. نمی‌گوییم: «اهدنی» می‌گوییم: «اهدنا». نمی‌گوییم: «السلام علیَّ…» می‌گوییم: «السلام علینا». نمی‌گوییم: «ایاک اعبد و ایاک استعین»، می‌گوییم: «ایاک نعبد، نستعین» من نگویید، ما بگویید. دعا می‌کنید، برای همه دعا کنید. از سر تقصیر همه بگذرید. اندازه‌گیری کنیم ساعاتی در عمرمان را، در مسجد بگذرانیم. اینطور نباشد که فقط شب قدر در مسجد بیاییم. برنامه‌ها را باید تغییراتی بدهیم.

 

خدایا: به آبروی امیرالمؤمنین قسمت می‌دهیم هرچه شب قدر برای خوبان تاریخ مقدر می‌کنی، همه را برای همه‌ی ما مقدر بفرما.

ما را از غافلین و محرومان دنیا و از زیانکاران دنیا و آخرت و از اهل حسرت و غصه‌ی اهل قیامت قرار نده.

تمام کسانی که سال های قبل بودند، و الآن نیستند همه را بیامرز.

همه‌ی بیماران را شفا بده.

خدایا: برای همه‌ی بی‌همسرها، همسر خوب مقدر کن. برای همه‌ی بی‌مسکن‌ها، مسکن خوب مقدر کن. برای همه‌ی بیکارها شغل حلال مقدر کن.

امنیت کامل بر مناطق اسلام حاکم کن.

توطئه‌ها خنثی و توطئه‌گران نااهل را نابود کن.

شر هر صاحب شری را به خصوص آمریکا و اسرائیل را به خودش برگردان.

خدایا: نسل ما، ناموس ما، دین ما، دنیای ما، عاقبت ما، آخرت ما، انقلاب ما، رهبر ما، مسؤولین ما، نظام ما، آّبروی ما، خدایا هرچه که به ما داده‌ای در پناه حضرت مهدی حفظ بفرما.

به مهمانان شب قدر، ملائکه، به میزبان شب قدر، امام زمان قسمت می‌دهیم ما را قدر دان نعمت‌ها و شاکر نعمت‌های خودت قرار بده.

هروقت بنا است، برویم و بمیریم، زمانی مرگ ما را برسان که هیچ دِین و بدهکاری، هیچ دِین و گناهی به گردن ما نباشد.

خدایا: هرکس هر حاجتی دارد مستجاب، در قلب ما کینه‌ی احدی را قرار نده.

اگر عمری داریم عمر ما را در راه رضای خودت قرار بده. اگر شب قدر مقدر می کنی که حتماً عمر ما قیچی شود، خدایا ما را پاک بمیران.

روح انبیاء و اوصیاء و شهدا و امام و پدران و مادران و مربیان، هرکس به نحوی به گردن ما حق دارد، حق وجود، حق اسلام، حق تشیع، حق انقلاب، حق تعلیم و تربیت، هرکس حقی بر گردن ما دارد، ارواح مقدسشان را از ما راضی و ما را نسبت به خدمات آنها پاسدار قرار بده.

ما را نسبت به نسل آینده خائن قرار نده.

گول خورده‌ها را نجات بده.

عاقبت ما را ختم به خیر بفرما.

از الآن تا ابد قلب امام زمان را از ما راضی و ما را از سربازان فداکار و وفادار امام زمان(ع) قرار بده.

درس هایی از قرآن

دعانویسی در اسلام به چه معناست؟

 

اصل دعانویسی در اسلام و حکم شرعی آن/ دعانویسی در اسلام به چه معناست؟

 


 

شاید شما هم شنیده باشید که برخی از افراد آنقدر به دعانویسی ایمان و اعتقاد دارند که شبانه روز در حال مراجعه به دعانویس‌ها هستند.

به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  دعا، دعانویسی، استخاره، سحر و جادو و از این قبیل مباحث، صحبت‌هایی است که در میان بسیاری از افراد مانند نقل و نبات است و برخی به آن آنقدر ایمان دارند که گا‌هی خداوند بزرگ را یادشان می‌رود و دست به دامان افرادی به عنوان دعانویس می‌شوند و برخی در نقطه مقابل اصلا چنین چیز‌هایی را باور نداشته و تنها به راز و نیاز به پروردگار خود می‌پردازند.

حال با این تفاسیر باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا در این مطلب به بررسی دعا نویسی و اصل آن در اسلام و همچنین حکم شرعی پیرامون آن بپردازد، پس پیشنهاد می‌کنیم با ما همراه باشید.

دعانویسی در اسلام و حکم شرعی آن

 

دعانویس و دعانویسی

دعا نویس شخصی است که با استفاده از نوشتن متون دعا بر روی اجسامی مانند قفل و کلید و کاسه و یا بر روی کاغذ ادعا می‌کند که می‌تواند مشکل مردم را حل کند. نوع این افراد شیادانی هستند که جنبه‌های شرعی را رعایت نمی‌کنند و در موارد زیادی دیده شده که به جای حل مشکل، مشکلات مردم را دوچندان کرده اند.

 گاهی برخی از طلسم‌های شیطانی را به عنوان دعا به مراجعه کنندگان می‌دهند در اوایل شاید در ظاهر، شخص تاثیری در زندگی خود ببیند، اما پس از مدتی با ورود اجنه و شیاطین به زندگی آن شخص، مشکلات پیچیده دامن افراد را می‌گیرد!

بهترین راه برای حل مشکلات و کسب توفیقات، استفاده از دعا‌هایی است که از معصومین رسیده و علما بدان توجه کرده اند. کتبی مثل مفاتیح الجنان که بسیار در حل مشکلات تأثیر گذار است. نمازی بسیار پرفضیلت مثل نماز جعفر طیار می‌تواند نمونه‌ای از همین ادعیه باشد.

دعانویسی در اسلام و حکم شرعی آن

 

اصل دعانویسی در اسلام

آیت الله عبدالنبی نمازی، امام جمعه کاشان با بیان آیه‌ای از قرآن کریم درباره دعا ، چنین می‌گوید: قرآن کریم می‌فرماید: «ادْعُواْ رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ پروردگار خود را به زاری و نهانی بخوانید که او از حدگذرندگان را دوست نمی‌دارد.» (سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه ۵۵)
در این آیه شریفه خدای متعال بندگان را به مناجات و خواندن خویش فرا می‌خواند. نکته‌ای که وجود دارد این است که از واژه «رب» استفاده شده و این واژه نشان دهنده مقام ربوبیت پروردگار متعال است؛ یعنی انسان به این صفت پروردگار متعال توجه داشته باشد که اوست که پرورش دهنده است و تمام امور انسان به دست قدرت خدای متعال است.

نکته بعدی که از این آیه شریفه استفاده می‌شود، این است که خدای متعال به دعا و خواندن خدای متعال با حالت تضرع، خضوع و خشوع امر فرموده است، در سیره اهل بیت (ع ) نیز دیده می‌شود که بکاء و خشوع در مناجات و دعا در رفتار آن بزرگواران دیده می‌شود.

راوی نقل می‌کند که قطرات اشک پیوسته از چشمان مبارک حضرت جاری بود و ایشان در حال گریه، دعا می‌خواندند اما نکته‌ای که در دعا وجود دارد این است که همراه با زاری و ناله و تضرع به درگاه الهی باشد.

نکته دیگر که از این آیه شریفه استفاده می‌شود، این است که می‌فرماید خدا را در خفا و پنهانی بخوانید، در سیره اهل بیت (ع) نیز می‌بینیم که مناجات‌های آن حضرات (ع) غالبا در نیمه‌های شب بوده است. در ادامه آیه شریه می‌فرماید که خدای متعال معتدین را دوست ندارد. واژه «معتد» به معنای کسی است که تعرض و تعدی می‌کند.

این که در این آیه شریفه فرموده: «خداوند معتدین را دوست ندارد.» بیان کننده این نکته است که شخص دعاکننده باید دعا را با حالت التجاء بخواند و دعا برای مقاصد ناصحیح نکند؛ لذا در روایات آمده است که علیه دیگران دعا نکنید، دعا علیه دیگران یکی از مصادیق اعتداء است. دعا باید در جهت مصالح شخصی و در جهت مصالح امت اسلامی باشد.

انسان نباید دعای شر کند و دعای شر یکی از مصادیق اعتداء است و انسان باید همواره خواسته‌های خیر داشته باشد، در روایات آمده است که یک دعای پنهانی برابر هفتاد دعای آشکار و علنی است.

خدای متعال در آیه شریفه دیگری از قرآن کریم می‌فرماید: «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ. و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.» (سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه ۵۶)

نکته‌ای که در این آیه شریفه وجود دارد، این است که کسانی که اهل دعا هستند، اهل فساد نیستند و در واقع اهل دعا، مصلح هستند، همچنین می‌فرماید که خدا را با بیم و امید بخوانید؛ یعنی دعاکننده نباید با حالت طلبکارانه خواسته‌ای از خدا طلب کند، بلکه با حالتی بین خوف و رجاء به درگاه الهی دعا کند و از او طلب حاجت کند.

دعانویسی در اسلام و حکم شرعی آن

انسان دعاکننده نباید از رحمت الهی مأیوس باشد؛ چون یأس از رحمت الهی از گناهان کبیره است که به مرتکب شوندگان این گناه، وعده عذاب داده شده است، قرآن کریم می‌فرماید: «وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛ و از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نومید نمی‌شود.» (سوره مبارکه یوسف، آیه شریفه ۸۷)

انسان باید حالت اعتدال در برابر خدای متعال داشته باشد، هم از نافرمانی و عذاب الهی بیم داشته باشد و هم به رحمت الهی امیدوار باشد، البته در روایات آمده است که انسان دعاکننده باید به اجابت الهی اطمینان داشته باشد.

دعا دو مرتبه دارد، یک مرتبه دعا، معاشقه با پروردگار است؛ یعنی عبد با مولای خودش عاشقانه مناجات بکند که این مرتبه عالی دعاست، بنده در مراتب بالای دعا اصلا چیزی از خدای متعال طلب نمی‌کند؛ چون بی نیاز است و خودش را از عوامل مادی بی نیاز می‌بیند، رضوان و رضایت الهی برترین چیزی است که چنین بنده‌ای از خدای خودش طلب می‌کند و تنها به فکر رضای الهی است. 

بخشی از دعا‌های اولیاء الهی از سنخ این دعاهاست، امیرالمؤمنین علی (ع) به خدای متعال عرضه می‌دارد که خدایا اگر من تو را عبادت می‌کنم، از روی ترس از جهنم نیست، به شوق بهشت هم تو را عبادت نمی‌کنم، بلکه از آنجا که تو را شایسته عبادت یافته ام، تو را عبادت می‌کنم.

مرتبه دوم دعا، طلب حاجت از پروردگار است، اصل مسئله دعا نویسی مورد تأیید اسلام است، در زمان اهل بیت (ع) افرادی به آن بزرگواران مراجعه می‌کردند و برای نیاز‌های مختلف مادی و معنوی خودشان از آن حضرات (ع) کمک می‌خواستند و ائمه (ع) نیز به آن افراد دعای خاصی می‌دادند.

 گاهی ائمه (ع) به افراد، دعا برای شفای بیماری خاصی می‌دادند؛ لذا اصل دعانویسی البته اگر توسط شخص مهذب و خودساخته‌ای صورت بگیرد، مورد تأیید است. اگر بنده، مطیع محض پروردگار باشد، خدای متعال به او عنایت خاصی می‌کند، حدیث قدسی داریم که خدای متعال فرموده است: «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی؛ بنده من، مرا اطاعت کن تا تو را مثل خودم قرار دهم.» بالاترین منصب رسول اکرم (ص)، عبودیت ایشان بوده است؛ لذا زمین و آسمان، گوش به فرمان حضرت رسول (ص) بوده است.

 

دعانویسی در اسلام و حکم شرعی آن

نظر مراجع پیرامون دعا و دعانویسی

آیت الله خامنه ای:

۱. دریافت یا پرداخت مبلغی به عنوان اجرت نوشتن دعاهای وارده اشکال ندارد.

۲. اگر دعا‌ها از ائمه اطهار (علیهم‌السلام) نقل و روایت شده باشند و یا مضامین آن‌ها حق باشد، تبرّک جستن به آن‌ها اشکال ندارد. همانگونه که تبرّک جستن به دعا‌های مشکوک به این امید که از معصوم (علیه‌السلام) باشند، اشکال ندارد.

آیت الله ناصر مکارم شیرازی:

۱. نوشتن دعا‌هایی که از حضرات معصومین (علیهم السلام) رسیده و در کتب معتبر موجود است، اشکالی ندارد. ولی دعا نویسی حرفه ای، که شغل افراد سودجوست، صحیح نیست و غالب کتاب‌هایی که به آن استناد می‌کنند، اعتباری ندارد.

۲. این امر اگر چه ممکن است، ولی شرعا جایز نیست، و بسیاری از مدّعیان آن افرادی دروغگو یا خطاکارند و فال گیری از خرافات است و گرفتن پول برای گرفتن فال جایز نیست.»

آیت الله صافی گلپایگانی:

نوشتن دعاهایی که با دلیل معتبر از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده و اجرت گرفتن در مقابل آن، اشکال ندارد، ولی مراجعه به فالگیرها یا دعانویسانی که به صورت‌های مختلفه از منابعی که اعتبار شرعی ندارد نقل می‌کنند یا می‌نویسند جایز نیست و پول گرفتن اینگونه مال به باطل و حرام است. والله العالم»

 آیت الله علوی گرگانی:

دعا نویسی از نظر شرعی اشکال ندارد، ولی فال گیری و جن گیری مورد تائید نیست، ولی دعانویسی که فعلا در مملکت ما رواج دارد و بیشتر افراد کلاهبردار به این امر مشغول هستند جایز نیست، زیرا بسیاری از آن‌ها معلومات کافی در این امر ندارند و گرفتن چنین پول‌هایی هم خالی از شبهه نیست و ما نباید خودمان را در معرض سوء استفاده اینگونه افراد قرار دهیم.»

انتهای پیام/

منظور از صبر جمیل چیست؟

 منظور از صبر جمیل چیست؟ 

 


 

خداوند در قرآن کریم آیات فراوانی را به مفهوم صبر اختصاص داده است که این نشان از اهمیت این موضوع دارد.

 

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛شبی مشغول تلاوت آیات شریف قرآن بودم. به سوره مزمل رسیدم. نکته ای ذهنم را درگیر کرد. پس از آن که خداوند به پیامبر دستور می دهد که بخشی از خواب را به پا خیزد.

خداوند در ابتدا و در آیه پنج سوره معارج از صبری با عنوان جمیل سخن می گوید: «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلا» به چه معنا است؟

«صبر جمیل» به معناى «شکیبایى زیبا» است، و آن صبر و استقامتى است که برای خدا صورت گیرد و تداوم داشته باشد؛ یأس و ناامیدى به آن راه نیابد؛ و توأم با بی‌تابى، شکوه و آه و ناله نگردد. صبر جمیل؛ شکیبایى در برابر حوادث سخت و آزمایش‌های سنگینی است که نشانه شخصیت و وسعت روح آدمى است.

صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران الهی است که در بهره‌مندی آنان از ولایت و رسالت تأثیرگذار بوده است. خداوند در قرآن کریم آیات فراوانی را به مفهوم صبر اختصاص داده است که این نشان از اهمیت این موضوع دارد.

صبر جمیل؛ صبرى است که پیامبران الهی در برابر اذیت و آزار مخالفان و مشرکان می‌دیدند؛ مشرکان و مخالفان آنان را ساحر و دروغ‌گو می‌خواندند؛ بشارت‌های آنان را تکذیب می‌کردند، اما آنان لب به شکوه بازنمی‌کردند.

مؤمنان کسانى هستند که در برابر حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمى‌‏گردد، و سخنى که نشان دهنده ناسپاسى و کفران و بى‏‌تابى باشد بر زبانشان جارى نمى شود؛ صبر آنها، صبر زیبا و جمیل است.

همان‌گونه که بیان شد؛ صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران و اولیای الهی است، اما برخی از آنان نمونه بارز شکیبایی‌اند؛ نظیر صبر حضرت ایوب(ع) در برابر رنج‌های فراوان، بیماری‌های بسیار شدید که موجب شد تا خانواده و بستگان نزدیکش از او فاصله بگیرند، به گونه‌ای که تنها ماند، نه یارای حرکت داشت و نه کسی بود تا او را کمک کند، اما هرگز لب به ناله و شکوه نگشود و جز به خدای متعال به کسی متوسل نشد.[1] شکیبایی حضرت ایوب در برابر حوادث و ناملایمات به اندازه‌ای زیبا و برجسته است که در فرهنگ دینی ما «صبر ایوب» عنوان نمادینی شده که زبان‌زد خاص و عام است.

صبر یعقوب در فراق یوسف(ع)،[2] صبر پیامبر اسلام(ص) در برابر استهزاء و تکذیب و آزار مخالفان،[3] بویژه تحمل شرایط سخت محاصره در شعب ابی‌طالب، صبر امام علی(ع) به مدت 25 سال برای صیانت از کیان اسلام،[4] صبر امام حسین(ع) در روز عاشورا[5] و صبر زینب کبری(س) در برابر حوادث روز عاشورا، کوفه و شام.[6]این نوع صبرها از مصادیق روشن صبر جمیل در تعالیم و آموزه‌های دینی ما است.

نکته‌ای که در این موضوع قابل دقت است، این است که اگر کسی سؤال کند در قرآن کریم در داستان حضرت یعقوب(ع) آمده است که وی در فراق یوسف آن‌قدر گریه کرد که چشمانش را از دست داد، آیا این بی‌تابی با صبر جمیل در تقابل نیست؟![7] پاسخ آن است که قلب انسان کانون عواطف است، جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک انسان جارى شود، این یک امر عاطفى است، آنچه در این مورد مهم است؛ آن است که انسان کنترل خویشتن را از دست ندهد و سخنی بر خلاف رضاى خدا نگوید و یا کاری بر خلاف خواست الهی مرتکب نشود.

از روایات استفاده مى ‏شود همین اشکال را هنگامى که پیامبر اکرم(ص) در مرگ فرزندش ابراهیم اشک مى‌‏ریخت به آن‌حضرت گرفتند که شما ما را از بی¬صبری نهى می‌کنید، اما خودتان اشک مى‌‏ریزید؟! پیامبر در جواب فرمود: چشم مى‌‏گرید و قلب اندوهناک مى‌‏شود، ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمى‌‏گویم.[8]

________________________________
[1]. ر. ک: جوادی آملی، عبد الله، سیره پیامبران در قرآن، ج 7، ص 73 – 74،مرکزنشراسراء،قم،چاپدوم، 1379ش.
[2]. «وَ جاؤُ عَلى‏ قَمیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ..»؛ و پیراهن او را با خونى دروغین (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند گفت: «هوسهاى نفسانى شما این کار را برایتان آراسته! من صبر جمیل (و شکیبایى خالى از ناسپاسى) خواهم داشت. یوسف، 18.
[3]. «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً»؛ پس صبر جمیل پیشه کن. معارج، 5.
[4]. «فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا»، شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صالح، صبحی، ص ۴۸، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
[5]. که در برابر انبوه مشکلات می‌فرمود: «إلهى رضى بقضائک لا معبود سواک‏»؛ صدر الدین شیرازى، محمد بن ابراهیم‏، شرح أصول الکافی، محقق، مصحح، خواجوى، محمد، ج ‏1، ص 96، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، تهران، چاپ اول، 1383 ش.‏
[6]. «فَقَالَ ابْنُ زِیَادٍ کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیکِ وَ أَهْلِ بَیْتِکِ فَقَالَتْ مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلا»؛ ابن زیاد گفت کار خدا را نسبت به برادرو اهل بیتت چگونه دیدى، حضرت زینب فرمود:‏ من جز زیبایى چیزى ندیدم. ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه، فهرى زنجانی، سید احمد، ص160، جهان، تهران، چاپ اول، 1348ش.

[7]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏9،ص 351- 353، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1374ش.

[8]. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ‏3، ص 280، مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، قم، 1409ق. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِی حَدِیثٍ قَالَ: لَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِیمُ بْنُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) هَمَلَتْ عَیْنُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِالدُّمُوعِ ثُمَو قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) تَدْمَعُ الْعَیْنُ وَ یَحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لَا نَقُولُ مَا یُسْخِطُ الرَّب‏».

انتهای پیام/ 

کد خبر: ۵۹۶۳۹۸۶

گروه : فرهنگی هنری » قرآن و عترت

تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰